على غضنفرى
120
مبانى تشيع در منابع تسنن (فارسى)
هاشم ، مطلب ، عبد الشمس و نوفل ، موقعيتهاى اجتماعى را تقسيم كردند . توليت بيت الحرام و رياست دارالندوه را فرزندان عبد الدار اداره مىكردند . و امور مربوط به مهماندارى و آب دادن حجاج را فرزندان عبد مناف عهدهدار بودند . در ميان فرزندان آنان ، نقش هاشم از همه برجستهتر بود . او ثروت عمدهاى داشت و آن را براى حجاج در زمان حج خرج مىكرد . هم او زمزم را سامان داد تا حجاج از آب آن بهره برند . اميه كه فرزند عبد الشمس و برادرزادهى هاشم بود ، پس از مرگ پدر ، به هاشم حسادت مىورزيد ؛ ولى حسادت او به جايى نمىرسيد . با مرگ هاشم ، فرزندش عبد المطلب رياست را عهدهدار شد ، اميه با عبد المطلب هم نساخت و در مسابقهى اسبسوارى از او شكست خورد و قرار شد ضمن پرداخت جريمه ، يك سال در « مكه » نماند . پيشتر نيز اميه با هاشم مسابقهاى گذاشته بود در آن مسابقه نيز اميه شكست خورده و ناچار به دادن پنجاه شتر و بيست سال دورى از وطن شده بود . عبد المطلب نيز مانند پدرش هاشم در پى كمكرسانى به حجاج در زمان حج و نيز ديگر مردم بود ؛ و لذا نقشى برجسته نزد مردم داشت . گسترش چاه زمزم ، دعا براى نزول باران و سپس سرازير شدن اين نعمت الهى ، حادثه فيل و گرفتن شتران خود از ابرهه و قربانى كردن آنها در راه خدا ، درخواست از خدا براى نابودى سپاه ابرهه و . . . به شوكت او افزوده بود ؛ و حسادت بيشتر اميه را برانگيخته بود . او صاحب ده پسر شد كه از جملهى آنان ابو طالب و عبد اللّه است . عبد اللّه نيز ازدواج كرد و فرزند او ( محمد صلّى اللّه عليه و آله ) متولد شد ؛ پيامبر پيش از ولادت يا در همان آغاز ولادت در سن دو و يا هفت ماهگى ، پدر را و در شش سالگى مادر را و در هشت سالگى جد خود ( عبد المطلب ) را از دست داد . عبد المطلب به فرزندش ابو طالب دربارهى رسول اللّه سفارش زياد كرده بود . پس از عبد المطلب رهبرى قريش